تبليغاتX
فرشته ام

فرشته ام

...شاید روزی از لحظه های دلتنگی گذر کنم

اين روزهـــا

بغـــــض دارمــ ...

گريــــه دارم

آه دارم !!!

تــــــــــــا دلت بخواهد ...


بازيگـــر خوبـــي شده ام

مي خنـــدم

حتي خودم هم بـــاورم ميشود

كه من خوبم ...

خوبـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه خـــــــــوب ...
نوشته شده در شنبه نوزدهم فروردین 1391ساعت 22:38 توسط مامان یک فرشته|

سلام به همه مهربونا

اول ازهمه بگم خداروبی نهایت شکرگزارم که دوستان مهربونی چون شما روبهم داده

خیلی دوستتون دارمممممممممم اونقدرکه جزئی اززندگیم شدید

توی دعاهام توی صحبتام توی خاطراتم و...همه زندگیم روپرکردید

خدامیدونه چقدردوستتون دارم ازگوشیم فاصله نمیگیرم میگم نکنه یکی ازبچه ها اس بده

نبینم روی ماه تک تکتون روازدورمیبوسمممممممممم

خبرزیادخوبی ندارم اماخداروشکرمیکنم به تمام داده هاش که نعمتن وبرای تمام نداده هاش

که حکمتن خدایاشکرت

دیشب دردای شدیدگرفتم حس کردم جونم داره درمیاد ازساعت۱شب تا۳ که دیگه

تحمل نکردم ازشدت درد گریه میکردم گلاب بروتون کلی بالا اوردم ازشدت درد

مادرشوهرم اومدپیشم بدبخت اونقدرناراحت شد

که معده اش عصبی شد وتا امروز حال خوبی نداشت خلاصه رفتیم بیمارستان

مردم وزنده شدم تارسیدیم مامای بخش میگفت کجات دردمیکنه؟میگفتم نمیدونم

درد دارمممممممم میگفت لااقل گریه نکن دست بزن ببین کجاهادرد داره

کلیه سمت راستم پای راستم دورنافم وای خداچقدر درد کشیدم

اینبار انقباض نبود درد شدید بود گفت احتمال۹۰درصد داره سقط میشه صبح برو سونو!

گفتم تعطیله که! گفت یه دکترسونوگرافی اورژانسی هست دکترخشتی که همیشه هست

برگشتم خونه ۵صبح شده بودشیاف دیکلوفناک زدم بعد۲۰مین خوابیدم

ازشانس خوبم همین اقای دکتر از دوستهای همسرم دراومد

وصبح ساعت۹باهاش تماس گرفت ورفتیم کلینیکش

سونوم کرد وگفت دفرمه شده باید۸هفته باشد تازه۴هفته و۳روز رشد کرده

گفت چون مشکل اسپرموگرام دارید احتمالا خوب تکثیرنشده سلولهاش ورشدنکرده

گفت کنده شده وداره دفع میشه...

تمام شکمم روسونو کرد ههههه خداخیرش بده گفت کلیه ها وصفراوطحال ونمیدونم چی چی

همه سالمن شکرخدا درد هم مال عضلات دورکلیه بوده

لکه بینیم قطع شده درد هم ندارم هههه اویشن خوردم هنوزاثرنکرده

گفتم بمونم دوشنبه برم مطب امادکترسونوگرافی باشوهرم تماس گرفته حالم روپرسیده

گفته احتمال خیلی خیلی زیاد قبل ازتموم شدن تعطیلات دفعش کنه باخونریزی خفیف

دعاکنید دردنکشم وزود دفع بشه

کلی برنامه ریزی کردیم منو فرید که درمانش روکامل کنه منم خودمو تقویت کنم

وبابرنامه ریزی واجازه دکتر اقدام کنیم که انشالله بارداری بعدی سالم وبیخطرباشه

ومن اذیت نشم...دیشب خیلی دعاکردم گفتم خدایا اگه این بارداریم مثل بارداری قبلیمه

نزارمثل قبلی اذیت بشم چون۱۱هفته بودم خیلی دردکشیدم دفعش کردم باشیاف امابزرگ

بود دی اندسی(کورتاژ)شدم جداازبحث۲ماه تهوع وگلاب بروتون استفراغ و...

خداروشکر که اینبار زودتر فهمیدیم این نینی موندنی نیست ومن۱ماه اذیت شدم

روحیه ام خوبه خداروشکرمیکنم ایمانم متزلزل نشده

خداروشکرمیکنم تونستم یه ختم قران به امام مهربونم(عج)هدیه کنم

خداروشکرمیکنم که امیدمون روبیشترکرد

وخداروشکرمیکنم که همسرمهربون وخانواده ودوستان مهربونی بهم داده

انشالله فرشته کوچولوی ماهم اونموقع که خدامقرر کرده مهمون دلم میشه

ومطمئنم یه روزی میاد وزندگیمون روپرازشادی میکنه

به امید اون روز

التماس دعا

نوشته شده در شنبه دوازدهم فروردین 1391ساعت 21:27 توسط مامان یک فرشته|


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه نهم فروردین 1391ساعت 4:24 توسط مامان یک فرشته|


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم اسفند 1390ساعت 21:1 توسط مامان یک فرشته|


ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه بیست و ششم اسفند 1390ساعت 22:19 توسط مامان یک فرشته|


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1390ساعت 16:34 توسط مامان یک فرشته|

خدایا کدام چشم امیدواری را تو گریان تحمل کرده ای ؟

ریزش کدام اشک امید آغشته ای را تاب آورده ای ؟

خدایا مگر من به غیر تو می شناسم ؟

مگر دل به معشوق دیگری داده ام ؟

مگر در هجران دیگری سوخته ام ؟

که امید به غیر تو داشته باشم ؟

خدایا چگونه چشم از تو برگیرم که تو چشم به من دوخته ای ؟

خدایا چگونه فراموشت کنم که از یادم نبرده ای ؟

چگونه از تو بگریزم که تو مرا در بر گرفته ای ؟

مهربونم خدایا خودت میدونی چقدرسخته۶سال انتظار من ...۹سال انتظارخواهرم...۷سال انتظارمیشا...۷سال انتظارملیح...۸سال انتظارمهسا...۱سال انتظارفاطمه...۳سال انتظار روشنک ودریا...هنگامه...سونیا...سوسن...ململ...فیفی...نفس...ندا.. .طوبی...نازنین...یاسمین...مهشید...

خدایا دامن هممونو سبزکن ومارو ازین چشم انتظاری دربیار...

خداجونم مشکلات سما وملیحه روحل کن نزاردل شکسته ی ملیحه بیشترازین بشکنه وتنهابمونه...

بهترین ها رو برای همه دوستانم و الی جونم وصحراجونم وکیمیاجونم وپانی جونم ارزوجونم سمانه جونم قراربده...

خداجونم مواظب باران ومادرمهربونش نسیم...مواظب نسرین ونینیش...مواظب کیارش ومامان مهربونش...مواظب ایلیاومامان مهربونش...مواظب محمدباقرومامان مهربونش...مواظب ثمین ومامان مهربونش...مواظب مهدیارومامان مهربونش...مواظب بهارومامان مهربونش شادی...مواظب ترنم ومامان مهربونش سمیرا...مواظب محمدومهدی وهدی ومامان مهربونشون...مواظب پویان ومامان مهربونش مینا...مواظب وانیاوبردیا ومامان مهربونشون...مواظب محمدصالح وسیناومامان مهربونش...مواظب اسیه جون ودخترش...مواظب نگار ومامان مهربونش ازاده...مواظب حوا ودخترش...مواظب نسترن وپسرش...مواظب دینا ومامانش نگار...نیکان ومامان مهربونش صدف...مواظب مهرساومامان مهربونش ...مواظب نرگس ونینیش ...مواظب شیماونینیش ...وتمام عزیزانم وفرزندانشون باش

به عزیزانم وعزیزان تمامی دوستانم طول عمر بده...خداجونم منو دوستام رو فراموش نکن ورحمتت رو ازمادریغ   نکن

خداجونم خیلی به داشتن بچه توی زندگیمون احتیاج داریم خدایا خوشبختیمون رو بادادن فرزندسالم وصالح کامل کن عوضش قول میدیم هممون بنده های خوبی باشیم

خداجونم ازت خواهش میکنم مهرقبولی به این برگه های امتحانمون بزن...به بزرگی خودت قسم خسته شدیم...به بزرگی خودت قسم دیگه طاقت نداریم وتحمل صبرکردن هم تموم شده

خداجونم به امیدتو

ازت ممنونم که دل نسیم روباوضعیت خوب قلب باران و دل نسرین رو با دادن فرزندشادکردی

خداجونم مهربونم دوستت دارم

نوشته شده در سه شنبه یازدهم بهمن 1390ساعت 1:28 توسط مامان یک فرشته|

ببخشیدکه بموقع اپ نکردم خونه نبودم الان اومدم

اول ازهمه بگم واسه ملیححححح جون خیلی دعاکنیدخدایه نینی سالم وصالح وناز تودلش گذاشته باشه

برای آرامش دل مهربون مارینای عزیزمون دعاکنید

برای شفای مریضها وشفای مامان سماجون وبرطرف شدن نگرانی سماجونمون دعا کنید

ممنونم دوستای گلم انشالله که تمام دعاهاتون مستجاب میشه ودل همگی شادبشه

خوب حالا خبرای خوب

اول ازهمه بگم خیلی دوستتون دارم

صبح اول وقت بلندشدیم رفتیم مرکز...بازم طبق معمول ازاسترسی که داشتم شب قبل خوابم نبرد و همش فکرمیکردم ...

 يه دكترخوب توی مرکزبود(که خيلي هم معروفه)تمام ازمايشات وسونو و... ديد گفت تويكي از ازمايشات كم كاري تيروئيد داشتي

ازمایش مال چندسال پیش بوده بایدتکرار کنم تاالان دکتری شخیص نداده بود!

6بوده كه توي سن مناسب اونوقت بايد3باشه/برام ازمايش هورموني كامل نوشت+سونو

واسه همسری هم ازاسپرم نوشت وگفت توی تمام ازمایشات که تحركش كمه براش از نوشت و

گفت درمان گیاهی رو ادامه بده بازم توکل برخدا

اماگفت۲سال اول ازدواج هیچ مشکلی نبوده همسری هم سالم بوده چرا بارداری صورت نگرفته؟!

خوب جوابش معلومه بازم حکمتی بوده

دوستای گلم ممنونم که بیادم بودید وکلی دعام کردید بازم التماس دعا دارم

به امید روزی که منو تمام دوستانم نتیجه بگیریم

الهـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی آمیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن

نوشته شده در یکشنبه نهم بهمن 1390ساعت 0:30 توسط مامان یک فرشته|

سلام...روز قشنگتون بخیررر وشادی

اول ازهمه ازهمتون تشکرمیکنم دوست جونیااااا ممنونم بابت دعاهای قشنگتون

امروز صبح رفتیم مرکز وتارسیدیدم  گفتن اقای دکتر نیومده مشکل داشته ونوبتها کنسل شده

خوب ماهم اصلا ناراحت نشدیم گفتیم حتما صلاحی درکاره

نوبتمون رو زدن۸بهمن...واسه۲تا از دوستان عزیزی که خواسته بودن نوبت گذاشتم

همون۸بهمن نوبتشونه

خوشحالم خداروشکر الان داره نم نم بارون میادواقعا هم خوشحالی داره

الانم بااجازتون میخوام برم بخوابم دیشب ازبس استرس داشتم خوابم نبرد تاصبح

دوستتون دارم خیلی التماس دعاااااا

نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم دی 1390ساعت 11:0 توسط مامان یک فرشته|



تشنه بودند غنچه هاي نوشكفته ات
من اما جاري
وحسرتي درمشك ساقي
نگاه طفلانت طوفاني به جانم انداخت
كه تلاطمش درجهادت نمايان بود
بادستهايت مرابه اوج اقتدار رساندي
اما لبهايت درحمايت ازقلبي بود كه درخيمه عشق جامانده بود
صداي العطش العطش ميپيچيد
و من
ازحلقه ي دستانت برزمين افتادم
ميداني ازشرم فروريختم
تاب استقامت نداشتم
استقامت دردستاني كه مكتب عشق مردانگي وايثار شدند
محوبيابان بي رحم شدم
عرق شرم شدم وبرپيشاني رسواي ان روز چكيدم
وتشنه ماندم تا ابد
كه شايد
ننگ كوفيان باموج هاي ناجوانمردانه اش
مرا غرق درخود نكند
ياابالفضل

**********************

این رو خودم نوشتم امیدوارم خوشتون بیاد ودعا کنید من این یک ذره قریحه شاعری رو که از پدرعزیزم بردم بکارببرم درخدمت اهل بیت(ع)

التماس دعا

نوشته شده در سه شنبه بیستم دی 1390ساعت 3:22 توسط مامان یک فرشته|

کاش میدانستم؛

باید با چند ماه خداحافظی کنم و  به چند خورشید سلام

تا بیایی .... ؟!

نوشته شده در سه شنبه بیستم دی 1390ساعت 2:50 توسط مامان یک فرشته|

خدایا باخاطری خسته دل به تو بسته ام

دست از غیرتو شسته و درانتظار رحمتت نشسته ام...

بدهی کریمی ندهی حکیمی

بخوانی شاکرم برانی صابرم 

الهی احوالم چنانست که میدانی واعمالم چنین است که میبینی

نه پای گریز دارم و نه زبان ستیز

الهی مشت خاکی را چه شاید و از او چه برآید؟

وبا او چه باید؟

یا ارحم الراحمین

چشمام بازشد ونگاه ساعت کردم دیدم۸صبحه

بسم الله گفتم وبلندشدم/صبحونه رو اماده کردم  

فریدروبیدار کردم ورفتم اماده شدم که بریم مرکز ناباروری!!!

پارسال که رفته بودیم مرکزناباروری مشتاق(اصفهان)باورم نمیشد اونقدر جمعیت اونجا بودهزارنفرشایدم ۲هزارنفر!!!!!!

تاچشم کارمیکرد همینجوری مراجع کننده میومد تو/میگفتم خدایا خودت کمکمون کن/جواب این همه

بنده ی امیدوارت رو بده ناامیدشون نکن

خلاصه رسیدیدم مرکز خیلی خلوت بود رفتیم تو وتشکیل پرونده دادیم

گفتن نوبتتون۲۱ همین ماهه/نفر۱۶ بودیم وشد شماره پروندمون

اون خانمی که واسمون تشکیل پرونده داد کلی بهم امید داد وگفت که مشکلتون زیاد حاد نیست

وانشالله۲۱ ام که اومدید پزشک میبینه شمارو ببینیم تشخیصش چیه

توکل بر خدا تاببینم خدا چجوری قسمت کرده ماهم قاطی ننه ها بشیم

یادتون نره خیلی دعام کنید

 

نوشته شده در دوشنبه دوازدهم دی 1390ساعت 18:26 توسط مامان یک فرشته|

السلام علیک یااباعبدالله وعلی الارواح التی حلت بفنائک

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

می آید از نهایت تنهایی..یال بلند اسب رها در باد..
این سرخ ..یال اسب پریشانست؟
یا لحظه های خون و خدا در باد؟
می آیدو هراس من ازینست کاین قامت بلند چه خواهد شد؟؟
آن صبر باشکوه خدا-زینب-آیا هنوز مانده بجا در باد؟
این چشمهای ابری پا در زای..طوفان عنقریب شگفتی را
در ژرفنای پستی قومی تلخ خواهد نمود سخت بپا در باد
آشوب لحظه هاست که می بارد از
خطبه های شعله ور سرکش
اینک که مانده است بجا آری..تنها صدا..صداست..صدا در باد
می آید و اگر چه که می دانم..سنگینی غرامت این غم را..
می آید و درست نمی دانم درد از کجاست تا به کجا در باد…

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

روحی وماتملک نفسی لک الفداء یا مولای یا اباعبدالله

لبیـــــــــــــــک یاحســــــــــــــــــــــــــــــــین(ع)

نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم آذر 1390ساعت 11:27 توسط مامان یک فرشته|

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

لباس ياس برتن كرده زهرا
كناردست اوبنشست مولا
پيامبرخطبه خواند زهرا بلي گفت
خطاگفتم بلي نه ياعلي گفت
زيباترين وصال مبارك

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

روشن‏ترين تلاقي آيينه و آب، در آوازهاي روشن شهر زمزمه مي‏شود و دو بهار، توأمان،

در فصلي گم شده در تاريخ، از راه مي‏رسند و باهم پيوند مي‏خورند.

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

نوشته شده در شنبه هفتم آبان 1390ساعت 15:41 توسط مامان یک فرشته|

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

گلدسته ات
كهكشانى است
كه سياهى شهر را تكذيب مى كند
پيرامون تو همه چيز بوى ملكوت مى دهد:
كاشى هاى ايوانت
و اين سؤال هميشه
كه چگونه مى توان آسمانها را
در مربعى كوچك خلاصه كرد.
و پنجره فولاد
التماسهاى گره خورده
و بغضهايى كه پيش پاى تو باز مى شوند...
تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

هر شب در خيال خويش
ضريحت را
با آب ديدگانم غبارروبى مى كنم
و با نسيم
كبوتران ضريحت را
در ديدگانم
مجسم مى كنم
و بر گنبد طلايى ضريح تو
طواف مى گذارم
چشم هايم شيدا
براى يك لحظه
يك ثانيه
حضور صميمى ات را
در ضريح ترسيم مى كند
و من
بى قرار مثل يك قطره حباب
رنگين ترين رؤيا و مجنون ترين مجنون
مى گردم
و از خطوط سبز تخيل
بر وادى عشق تو گام مى نهم
و در سفر به نزد تو
يا غريب الغربا!
حكايت هاى خسته جانم را بازگو مى كنم
و كبوتر ذهنم را
از حرم تنگناى خويش
بر وادى عشق تو رهسپار مى گردانم
تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

مگذار مرا در اين هياهو آقا .- تنها وغريب و سر به زانو آقا - اي كاش ضمانت دلم را بكني - تكرار قشنگ بچه آهو آقا ....

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

ولادت با سعادت شمس الشموس آقا علي ابن موسي رضا (ع) بر همگي مبارك .

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

تـو بـراى عـطـشـم، بـارش بارانستى بـه تـن مـرده من، روح و دل و جانستى
آه، اى آبـى آرام! دلـم سـوخـتـه است زخـم دل را تـو فـقط چاره و درمانستى
مـن غـريـب آمده ام، مثل شما، اى مولا! تـو انـيـس دل غـمـگـيـن غريبانستى
بـاز آهـوى دلـم زار و اسـير غمهاست ضـامـنـم بـاش كـه تو حامى انسانستى

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

خدایا بحق امام رضا(ع)حاجت همه حاجتمندان ودوستان وعزیزانم وخودم رو براورده بخیرررر کن...یا امام رضا(ع)خودت ضامن ماباش..مارو ازقید این همه غم وغصه ازاد کن
نذرکردم اگه خدابهم یه فرزندسالم وصالح بده بیارمش بیام پابوست..اگر هم پسملی بود اسمش رو به اسم قشنگتون بزارم علی رضا...یاامام غریبان کمکمون کن که همه محتاجیم وغریب...یا ضامن آهو یاغریب الغربا

این دست خالی من وپیمانه کرمت اقاجون...هنوز منتظرمعجزه ات هستم

نوشته شده در یکشنبه هفدهم مهر 1390ساعت 16:14 توسط مامان یک فرشته|

ممکن است گاهی گریه کنم ولی هیچگاه در تنهایی گریه

 نمیکنم

 

                                    خداوند اینجاست

 

 

اشکهای مرا پاک می کند...چون...

 

 

                             قلب من خانه ی خداست

 

 

ممکن است گاهی بیفتم و بلغزم اما هرگز در سقوط تنها

نمی مانم

 

                       

 خداوند هست و مرا بلند می کند... چون...

 

 

                             قلب من خانه ی خداست

 

شاید گاهی رنج بکشم اما هرگز در  این رنج کشیدن تنها 

نمی مانم

 

  پروردگار مرا از رنجها رها می کند...چون...

 

 

                           قلب من خانه ی خداست

 

خوشحالم برای اینکه میدانم هرگز تنها نیستم

 

خداوند همواره با من است...چون... 

  

 

                       قلب من خانه ی خداست... 

نوشته شده در چهارشنبه سی ام شهریور 1390ساعت 18:30 توسط مامان یک فرشته|

بارالها!

در پیشگاه تو ایستاده‌ام،

و دست‌هایم را به سوى تو بلند كرده‌ام،

آگاهم كه در بندگى‌ات كوتاهى نموده و در فرمانبرى‌ات سستى كرده‌ام،

اگر راه حیا را مى‌پیمودم از خواستن و دعا كردن مى‌ترسیدم ...

ولى … پروردگارم!

آن گاه كه شنیدم گناهكاران را به درگاهت فرا مى‌خوانى،

و آنان را به بخشش نیكو و ثواب وعده مى‌دهى،

براى پیروى ندایت آمدم،

و به مهربانى‌هاى مهربان‌ترین مهربانان پناه آوردم.

و به وسیله پیامبرت كه او را بر اهل طاعتت برترى داده، و اجابت و شفاعت را به او بخشیدى،

و به وسیله برترین زن،

و به فرزندانش، كه پیشوایان و جانشینان اویند،

و به تمامى فرشتگانى كه به وسیله اینان به تو روى مى‌كنند، و در شفاعت نزد تو، آنان را كه خاصان درگاه تواند، وسیله قرار مى‌دهند، به تو روى مى‌آورم.

پس بر ایشان درود فرست،

و مرا از دلهره ملاقاتت در امان دار،

و مرا از خاصّان و دوستانت قرار ده،

پیشاپیش، خواسته و سخنم را آنچه سبب ملاقات و دیدن تو مى‌شود قرار دادم

اگر با این همه، خواسته‌ام را رد كنى، امیدهایم به تو به یأس مبدّل مى‌گردد،

همچون مالكى كه از بنده خود گناهانى دیده و او را از درگاهش رانده،

و آقایى كه از بنده‌اش عیوبى دیده و از جوابش سر باز مى‌زند .

واى بر من اگر رحمت گسترده‌ات مرا فرانگیرد،

اگر مرا از درگاهت برانى، پس به درگاه چه كسى روى كنم؟

اما... اگر براى دعایم درهاى قبول را گشوده، و مرا از رساندن به آرزوهایم شادمان گردانى، چونان مالكى هستى كه لطف و بخششى را آغاز كرده، و دوست دارد آن را به انجام رساند، و مولایى را مانى كه لغزش بنده‌اش را نادیده انگاشته و به او رحم كرده است.

در این حالت نمى‌دانم كدام نعمتت را شكر گزارم؟

آیا آن هنگام كه به فضل و بخششت از من خشنود شده، و گذشته‌هایم را بر من مى‌بخشایى؟

یا آن گاه كه با آغاز كردن كرم و احسان بر عفو و بخششت مى‌افزایى؟

پروردگارا!

خواسته‌ام در این جایگاه، یعنى جایگاه بنده فقیر ناامید، آن است كه:

گناهان گذشته‌ام را بیامرزى،

و در باقیمانده عمرم مرا از گناه بازدارى،

و پدر و مادرم را كه دور از خانه و خانواده و غریبانه در زیر خاك‌ها خفته‌اند، ببخشى .

تنهایى‌شان را با انوار احسانت از بین ببر،

و وحشتشان را با نشانه‌هاى بخششت به انس بدل كن،

و به نیكوكارشان دم به دم نعمت و شادمانى بخش،

و به گناهكارشان مغفرت و رحمت عطا كن،

تا به لطف و مرحمتت از خطرات قیامت در امان باشند،

به رحمتت در بهشت ساكنشان گردان،

و بین من و آنان در آن نعمت گسترده شناسایى برقرار كن،

تا مشمول شادمانى گذشته و آینده شویم.

آقایم!

اگر در كارهایم چیزى سراغ دارى كه مقامشان را بالا مى‌برد و بر اكرامشان مى‌افزاید، آن را در نامه اعمالشان قرار ده،

و مرا در رحمت با آنان شریك كن،

و آنان را مشمول رحمتت بگردان، همچنان كه مرا در كودكى تربیت كردند.

منبع:سایت امام رضا علیه السلام

نوشته شده در چهارشنبه سی ام شهریور 1390ساعت 18:26 توسط مامان یک فرشته

دل را پر از طراوت عطر حضور کن 


آقا تو را به حضرت زهرا ظهور کن


آخر کجایی ای گل خوشبوی فاطمه 


برگرد و شهر را پر از امواج نور کن


شب های جمعه یاد تو بیداد می کند 


آدینه ای ز کوچه دنیا عبور کن 


آقا چقدر فاصله اندوه انتظار 


فکری برای این سفر راه دور کن

 
زین کن سمند حادثه را تکسوار عشق 


جان را پر از شراره ی غوغا و شور کن


آقا چقدر ضجه زنیم و دعا کنیم 


یا بازگرد یا دل ما را صبور کن
***پروانه نجاتی***


نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم تیر 1390ساعت 19:18 توسط مامان یک فرشته|

سه گل روئيده اندرباغ احساس

گل سوسن گل لاله گل ياس

گل اول كه ماه عالمين است

عزيزفاطمه نامش حسين است

گل دوم نگرغرق است درفضل

اميدمرتضي نامش ابوالفضل

گل سوم گل ميعاد باشد

امام چهارمين سجاد باشد

عیدتون مباااااااااااااااااااارک والتماس دعا............یاعلی 

نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم تیر 1390ساعت 1:26 توسط مامان یک فرشته|

یادم باشد که خدابامن است...

که فرشته ها برایم دعامیکنند...

که ستاره ها شب رابرایم روشن خواهندکرد

که قاصدکی درراه است وبهار نزدیک است...

اگرروزی دلم گرفت یادم باشد که خدای من همین نزدیکیهاست

ومن تنها نیستم...

***سپاس خدای مهربانم را که نخوانده اجابتم میکند...حال آنکه بارها مرادعوت کرده ومن دعوتش رابی پاسخ گذاشته ام...خدائی که بی نیاز ازمن است ومرا به سوی خویش میخواند حال آنکه من محتاج اویم وصدایش نمیکنم!***

نوشته شده در چهارشنبه یکم تیر 1390ساعت 5:44 توسط مامان یک فرشته|


آخرين مطالب
»
» خداوندا بخوانی شاکرم برانی صابرم
» خاطرات
» خاطرات
» خاطرات
» خاطرات
» خدایا میشه ازت خواهش کنم صدامو بشنوی
» سلام به همه مهربونا
» نوبت اول درمرکزناباروری
» السلام عليك ياقمربني هاشم

Design By : Pichak